مؤلف مجهول

102

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

از پيش دل تو برگرفته آيد . چون بر نويد رانى چنان باشد كه ازان زودتر كه ايزد تعالى اين غم جهودان از دل تو برگيرد و معنى ديگر چنان باشد فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ كه تو را بر جهودان و ترساآن يارىدهنده خداى عز و جل بس وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ( 131 ) السّميع لمقالتك و لمقالتهم و العليم بنصرتك و بعقوبتهم گفت خداوند تعالى شنونده است مر گفتار ترا وزان ايشان را . و داننده است مر نيتهاى شما را و داند كه ترا چگونه نصرت كند و ايشان را چگونه عقوبت كند صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً اى الزموا صبغة اللّه الصّبغة هاهنا عبارة « 1 » عن الدّين اى قولوا بل نتّبع صبغة اللّه دين اللّه . گفت شما كه مسلمانانيد جهودان و كافران را جواب دهيد چون مر شما را بدين خود خوانند بگوييد كه ما صبغه‌ى خداى عز و جل نگاه داريم و ديگر معنى گفتند چنين باشد يا مؤمنان اگر جهودان صبغه‌ى جهودى دارند و ترساآن صبغه‌ى ترسايى دارند شما صبغه‌ى مسلمانى نگاه داريد . ابن عباس و قتاده گفت كه جهودان چون فرزندان را نام نهادندى به نام جهودى علامت كردندى ، و ترساآن به نام ترسايى علامت كردندى و بعضى گفتند اصل اين صبغه آن بودى كه جهودان فرزندان را ختنه كردندى و گفتندى اين نشان جهودى است و باز ترساآن ختنه روا ندارند به جاى ختنه فرزند خود را به آب عموريه 66 بشستندى و به روغن مبارك چرب كردندى و گفتندى كه اين صبغه‌ى ترسايى است اى كه علامت ترسايى است . خداوند تعالى در مقابله‌ى آن مرين مسلمانى را نيز صبغه خواند و اين‌چنين روا باشد اندر لغت عرب و هم اندر لغت عجم كه كسى از كسى چيزى ياد كند اين كس مكافات آن را از خود

--> ( 1 ) . ظ : ( عبارة ) به رفع تاء .